English
سومین کنفرانس بین المللی و هفتمین کنفرانس ملی مدیریت فناوری



سوال: سوال اول را از این موضوع شروع کنیم که بحث علم مدیریت فناوری و وضعیت حال آن هم از نظر سطح دانشگاه‌ها و هم درک مسئولین از توسعه و مدیریت فناوری چگونه است؟

اکنون تعداد زیادی از دانشجویان در رشته مدیریت تکنولوژی مشغول به تحصیل هستند. عددی که امروز می‌گفتند 1000 نفر هستند. اینها وقتی فارغ التحصیل می‌شوند در سازمان‌های مختلف می‌روند و بحث را مطرح می‌کنند. خود دانشگاه‌هایی که رشته را ایجاد می‌کنند بحث را مطرح می کنند. در نتیجه فکر کنم الان  دید مدیران نسبت به مدیریت تکنولوژی از بیست سال پیش که این مسئله تازه داشت شکل می‌گرفت خیلی بیشتر شده است . اما آگاه شدن نسبت به اهمیت مدیریت تکنولوژی یک بحث است و اینکه آن به کار گرفته شود  و در سازمان‌ها عملیاتی شود بحث دیگری است که نسبت به عملیاتی شدن آن فاصله داریم. اما نسبت به اهمیت آن می‌شود گفت که اکثرا مدیران آگاه هستند. نشریات، کتابها و فارغ التحصیلان این رشته به ایجاد این آگاهی کمک کرده اند..

سوال: یک بحثی در مورد ساختاری است که باید یک نظام نوآوری داشته باشد. مثلا بازیگرانی چون دولت، بنگاههای بزرگ و کوچک، دانشگاهها و یک سری بازیگران کوچک باید وجود داشته باشد. در کشور ما الان شرایط آن چگونه است و چگونه این عناصر به توسعه فناوری باید کمک کنند؟ و آیا این ساختار فعلی مناسب است یانه؟  یا باید تغییر کند؟

اکنون با توجه به توسعه تکنولوژی که مطرح شده است، شرکتهای بزرگ مختلفی درگیر این مسئله هستند. و میزان موفقیت هر کدام از آنها هم مختلف است. مثلا ایران خودرو در یک زمان که اقای ترکان مدیر گسترش بود، تاکید کردند که یک تیم طراحی موتور تشکیل شود. شاید مرکز تحقیقات ایران خودرو به چند صد نفر و یا هزار نفر هم رسید که کارهای تحقیقاتی پلت فرم خودرو را طراحی کنند. یا یک وقت مرحوم دکتر غفاریان در صنایع الکترونیک شیراز بحث طراحی موبایل را در صاایران مطرح کردند. یا در پتروشیمی در سال 80-81 شرکت پژوهش فناوری پتروشیمی را تاسیس کردند که تاکید آن هم روی  پژوهش و هم فناوری بود . پس می‌بینیم که در بنگاه‌های مختلف به نوعی این مسئله مطرح شده است. بنگاه ها یک فعالیت‌هایی دارند  و البته خیلی هایشان هم به دلایلی موفق نبوده اند. اینکه چرا موفق نبوده اند هم خودش یک مسئله جالبی است، که باید بررسی شود و از آن درس‌هایی باید گرفت. که آیا به آن نتایجی که باید می‌رسیدند، رسیدند و یا نرسیدند؟ و چرا نرسیدند؟  خود اینها را باید مطالعه کرد.

در زمینه دانشگاه ها هم بحث ارتباط دانشگاه با صنعت بود که یک اداره و یا مدیر کلی هم درست کردند که  دانشگاه و صنعت به هم مرتبط شوند. آن ها هم تلاش‌هایی را کردند ولی شاید نه الان دانشگاه ها از ارتباطی که با صنعت دارند راضی هستند و نه صنعت از ارتباطی که با دانشگاه دارد راضی است.

دانشگاه‌ها هم بحث های تحقیقاتی را شروع کردند. در این دو دهه دوره‌های فوق لیسانس و دکتری توسعه پیدا کرد. البته در این چند سال اخیر به طور کمی و غیر معقول توسعه پیدا کرد که شاید موجب شود از کیفیت آن کاسته شود و آسیب جدی به کیفیت آموزش عالی بزند. اما قبل از این جهش های اخیرش  دانشگاه توسعه پیدا کرد. توسعه دوره‌های ارشد و دکتری  تحقیقات را در دانشگاه توسعه داد و مقالات زیادی نوشته شد و در نتیجه چاپ و تولید مقالات در کشور بالا رفت. ولی اینکه چه قدر این مقالات مرتبط با مسائل کشور است آن هم یک سوال دیگر است: که چگونه می‌شود این مقالات را مرتبط تر کرد؟

پس می بینید که دانشگاه ها حضور دارند، بنگاههای بزرگ  هستند. پژهشکده ها  و مراکز تحقیقاتی مختلفی مثل نانو ، پلیمر، مواد  ایجاد شده اند. از آن طرف مراکز رشد ایجاد شده‌اند تا نتایج تحقیقات را به فناوری تبدیل کنند و یا پارک‌های علم و فناوری ایجاد شده اند. اجزا و عناصر مختلف وجود دارند اما اگر دقیق نگاه کنید می‌بینید که یکسری گسستگی بین این عناصر وجود دارد. سیستمی که اینها چه طور به هم متصل شوند و چطور همدیگر را کامل کنند وجود ندارد. به طوری که در صحبت‌هایم هم گفتم این سیستم از پژوهش هدفمند شروع می‌شود و محرکش نیازهای بازار است. باید یک مکانیزم رشد یابنده ای در حوزه پژوهش مبتنی بر بازار ایجاد شود  تا نتیجه تحقیقات را به سمت فناوری ببرد. فناوری‌های مبتنی بر این پژوهش ها شکل بگیرد و چون این پژوهش ها مبتنی بر بازار است فناوری ها هم باید مبتنی بر بازار باشد. در هر کدام از این مراحل گیت یا دروازه‌ای می توان گذاشت که اینها را فیلتر کند. درست است که پژوهش ها باید متوجه بازار باشد اما وقتی انجام شد، می‌شود  باز هم آن را فیلتر کرد. آنهایی که بیشتر می‌تواند مسئله ای را حل کند به مرحله فناوری‌ برود.

مکانیسم‌های رشد تبدیل  پژوهش به فناوری چیست؟ در این مرحله ما یک مشكل جدی داریم . چه طور نتایج پژوهش ها به یک فناوری محصول یا فرایند تبدیل شود. این کار هم هزینه دارد و هم به یکسری مهارتهای دیگر نیاز است تا شما یک محصولی را بسازید یا فرایندی را برقرار کنید. ما در این قسمت ضعیف هستیم. این را چطوری تقویت کنیم؟ در این زنجیره به نظرم در این حوزه ضعف وجود دارد. بنگاه های بزرگ ممکن است خودشان پژوهشی را انجام بدهند یا از بیرون بگیرند و آن را به فناوری تبدیل کنند ولی همه را نمی شود در بنگاه های بزرگ خلاصه کرد . اما اگر یک عده پژوهشگر و دانشجوی خوب یک فکری به نظرشان رسیده و می خواهند این را تبدیل به محصول کنند، چطور و کجا کمکشان می کند تا  این پژوهش به محصول تبدیل شود؟ بحث مهمتر از آن هم تجاری‌سازی است که چه کسانی در تجاری‌سازی سرمایه گذاری می‌کنند. این کار نیاز به سازماندهی و بازاریابی دارد. شبکه فروش می‌خواهد. کدام نهادها الان می توانند به تجاری‌سازی کمک کنند؟ این نهادها را چه طور می‌توان ساماندهی کرد که هر کسی منافع و علایق خود را داشته باشد ولی همسو شوند–منتها در رابطه منصفانه ای قرار بگیرند-؟ مهم نیست که همه این کارها را دولت انجام دهد، مهم این است که چه طور این عناصر را باید چید تا هر کسی به دنبال منفعت خودش باشد منتها منفعتی که به نفع جامع هم هست برسد. اینها باید به هم مرتبط شود. روی این نظام باید کار کرد . هنوز این شکل نگرفته است.

سوال: راهکاراولیه شما برای این موضوع چیست؟

من فکر کنم اولین کار این است که عناصر  این سیستم توسعه تکنولوژی و فناوری را تصویر کنیم. ایده آن فرایند کل را هم داشته باشیم. بعد ببینیم کجای این سیستم خلا است. و چه عنصری از بخش خصوصی یا بنگاه بزرگ و یا حمایت دولت –دولت نباید خودش وارد شود –دراین سیستم خلا دارد. باید یک نگاه سیستمیک به ٱن کرد و خلا را پر کرد.

 اگر بخواهم حدس بزنم که ما کجا خلا داریم، باید بگویم ما در تبدیل پژوهش به فناوری کم داریم. الان مشخص نیست که باید از چه کسی برای این کار کمک کرفت؟ آن کسی که کمک می‌کند چه طور از این کار نفع می‌برد؟ و بعد هم در مرحله تجاری‌سازی و سرمایه گذاری مشکل داریم. حالا یا بنگاه‌های بزرگ در حوزه‌هایی که مربوط به خودشان است  باید بیایند  و سرمایه گذاری کنند و حاصل این فناوری را از کسی که آن را تولید کرده است خريداري كنند و یا اینکه اگر به بنگاه های بزرگ موجود مربوط نیست کسان دیگری بیایند این فناوری ها را بخرند. حالا شاید در ده جا سرمایه گذاری کنند و فقط دوتای آنها به سوددهی برسد. به نظرم خلا اینجاست.

سوال: به نظر شما دولت در این چرخه پژوهش تا تجاری‌سازی کجا باید ورود کند و کجا‌ها نباید ورود کند ؟

دولت هیچ وقت نباید عاملیت داشته باشد. دولت باید بییند کجا می‌تواند بستر این کار را فراهم کند. سیستم های اقتصادی در بستر سازی خیلی مهم هستند. سیاست‌های اقتصادی می تواند کل این سیستم نواوری و فناوری را نابود کند و راه را  دو دستی برای خارجی ها باز کند. شما کافی است ارز را غلط قیمت گذاری کنید و آن را ارزان کنید. دیگر برای  چه کسی می ارزد که برود نواوری کند؟ راحت می روند از خارج وارد می کند. هرچه بگویی که خیر مملکت در این است ، می گوید که بنگاه من معطل است .

 یک دولت باید بستر سازی کند و این بستر‌سازی بحث ارز، کنترل تورم، تسهیلات بانکی مناسب،  بیمه کردن برخی کارهای ریسک دار را در بر می‌گیرد.

دوما، روش ها و مقرراتی را بگذارد که حرکت در این بستر را روان کند. کار دیگری که دولت می تواند انجام دهد این است که اگر استراتژی های توسعه ای کشور را تعیین و مطرح کند به طوری که آن استراتژی ها ورودی توسعه فناوری باشد. این هم می‌تواند راهنمای خوبی برای کسانی که در این حوزه کار می کنند باشد.

 و بعد قوانین و مقرراتی را بگذارد که این نهادها در بستر این قوانین بتوانند با هم کار کنند و مرتبط شوند. یک کار دیگر که دولت باید در آن بستر بکند، حفاظت‌های حقوقی است. حفاظت از حقوق کسانی که از اول تا اخر در این ماجرا درگیر می‌شوند. بالاخره بدون یک حفاظت حقوقی از مالکیت معنوی و ارتباطاتی که هست ممکن است مشکلات امنیتی ایجاد شود.

سوال: از دو نهاد دولتی که به نوعی متولی علم و فناوری هستند- یکی وزارت علوم است و یکی معاونت علم و فناوری- به نظر شما جایگاه حقیقی آنها برای توسعه علم و فناوری چیست؟ یکسری از کارشناسان می‌گویند که وزارت علوم در حوزه فناوری نباید وارد شود و همان حوزه اموزش و ترویج را برعهده بگیرد و معاونت علمی بیاید در حوزه فناوری متولی سیاستهای دولت بشود. نظر شما چیست؟

وزارت علوم چون در آن پژوهش می شود و پژوهش مرتبط با فناوری و توسعه فناوری است، به نظر من عیب ندارد ارتباط و اتصال این بخش ها را پوشش دهد. ولی همه توسعه فناوری و تحقیقات در دانشگاه‌ها اتفاق نمی افتد. آن حوزه سازمانی وزارت علوم که دانشگاه ها و یا پژوهشکده های مرتبط با دانشگاه‌هاست بايد طوري عمل كند که پژوهش ها به مسائل مملکت مربوط شود. کاری کند که کنار دانشگاه ها امکاناتی برای تولید فناوری مبتنی بر پژوهش‌ها وجود داشته باشد و کاری کند که یک عده دیگر بیرون از مرز دانشگاه بتوانند با دانشگاه تعامل کنند و آنها را تجاری کنند. ولی همه توسعه تکنولوژی در دانشگاه اتفاق نمی افتد . حالا نهاد معاونت علمی می تواند یک حوزه خارج از آن را متولی شود. اما با دانشگاه ها هم هماهنگ باشد.

سوال: الان پژوهش‌ها در دانشگاه‌های کشور- حداقل بخشی از آن- متناسب با نیازهای کشور نیست. چطوری این خط ریل را می‌توانیم برگردانیم و آن را مطابق با نیازهای دولت و جامعه کنیم.

دولت یکسری بودجه‌های تحقیقاتی دارد. اگر این بودجه‌های تحقیقاتی را به تقاضایی که از صنعت می‌آید وصل کند و بگوید هر تقاضایی که از صنعت می‌آید من نصف هزینه آن را از محل بودجه می دهم و خارج از آن بودجه‌ای نمی‌دهم این مسیر می‌تواند اصلاح شود. البته علوم محض جدا هستند . علوم محض مثل ریاضیات و فیزیک و شیمی محض را هم نیاز داریم و ممکن است برای آنها یک خط خاصی ترسیم شود و در حوزه های خاصی تاکید کنند و بودجه بگذارند. ولی برای رشته های کاربردی یک راه حل آن است که آن را به صنعت متصل کنند. دوم ضمن اینکه  دانشگاه را به صنعت این گونه متصل می کنند برای اینکه حرکت تحقیق و توسعه را با توسعه کشور همسو کند ممکن است آنجا هم اولویت بگذارد و بگوید من هم در فلان حوزه ها نصف هزینه تحقیقات را می دهم و نه در زمینه ای که صنعت بخواهد. آن وقت این کار دانشگاه ها را به سمتی می برد که مسائل صنعت را حل کنند.

تاریخ انتشار: 2014-02-18T17:50:00.300
دسترسی سریع:
تاریخ های مهم:

اعلام نتایج داوری مقالات: 20 مهر 1392

مهلت ثبت نام عادی: 10 آبان 1392

مهلت ثبت نام فوق العاده: 10 آذر 1392

 

اطلاعات کنفرانس:

سومین کنفرانس بین المللی و هفتمین کنفرانس ملی مدیریت فناوری

 

رئیس کنفرانس: 

جناب آقای دکتر منوچهر منطقی

رئیس کمیته علمی:

جناب آقای دکتر محمدرضا آراستی

رئیس کمیته اجرایی:

جناب آقای روح اله قدیری

 

آدرس: خیابان ملاصدرا، خیابان شیراز جنوبی، خیابان سهیل، مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، طبقه دوم

تلفن:90- 88615889- 19- 88621518 - 09122974431

 

 

كليه حقوق اين وب سایت‌ برای انجمن مدیریت فناوری محفوظ است.
طراحی و اجرا: شرکت آداک